پانتومیم ضرب‌المثل

یه دنیا حرف، بدون یه کلمه. این موضوع را در بازی انتخاب کنید و با توجه به تجربهٔ تیمتان از آسان شروع کنید یا سراغ چالش سخت بروید.

چطور پانتومیم ضرب‌المثل را اجرا کنیم؟

برای ضرب‌المثل، ابتدا تصویر اصلی عبارت را بسازید و بعد سراغ بخش‌های بعدی بروید. قبل از بازی توافق کنید نقل رایج و هم‌معنای یک ضرب‌المثل پذیرفته می‌شود یا متن دقیق لازم است.

ابتدا یک کلمهٔ آسان برای گرم‌شدن انتخاب کنید؛ در نوبت‌های بعد با توجه به تجربهٔ تیم سراغ متوسط و سخت بروید. تنها اجراکننده باید پاسخ را ببیند و داور با قوانین مشترک بازی نتیجه را ثبت کند.

۳ امتیاز

کلمات آسون

آشنا و قابل‌نمایش

  • وقت طلاست
  • دیوار موش دارد
  • آب در هاون کوبیدن
  • دست بالای دست بسیار است
  • از کاه کوه ساختن
  • با یک گل بهار نمی‌شود
  • چاه‌کن همیشه ته چاه است
  • زبان سرخ سر سبز می‌دهد بر باد
  • ماهی را هر وقت از آب بگیری تازه است
  • قطره‌قطره جمع گردد وانگهی دریا شود
  • سری که درد نمی‌کند دستمال نمی‌بندند
  • سالی که نکوست از بهارش پیداست
  • هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد
  • دوست آن باشد که گیرد دست دوست
  • آب رفته به جوی بازنمی‌گردد
  • پول علف خرس نیست
  • سکوت علامت رضاست
  • پایان شب سیه سپید است
۵ امتیاز

کلمات متوسط

یه کم فکر، یه کم خلاقیت

  • از این ستون به آن ستون فرج است
  • با یک تیر دو نشان زدن
  • جوجه را آخر پاییز می‌شمارند
  • هر گردی گردو نیست
  • کوه به کوه نمی‌رسد
  • آب از سر گذشتن
  • از تو حرکت از خدا برکت
  • تا تنور گرم است نان را بچسبان
  • با حلوا حلوا گفتن دهان شیرین نمی‌شود
  • تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیزها
  • از کوزه همان برون تراود که در اوست
  • سرکه نقد به از حلوای نسیه
  • کبوتر با کبوتر باز با باز
  • خشت اول چون نهد معمار کج
  • دیگ به دیگ می‌گوید رویت سیاه
  • چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است
  • خواستن توانستن است
  • دندان اسب پیشکشی را نمی‌شمارند
۷ امتیاز

کلمات سخت

برای حرفه‌ای‌های جمع

  • هر که بامش بیش برفش بیشتر
  • آشپز که دو تا شد آش شور می‌شود
  • مارگزیده از ریسمان سیاه و سفید می‌ترسد
  • کاسه داغ‌تر از آش
  • یک دست صدا ندارد
  • فیلش یاد هندوستان کرده
  • آفتابه لگن هفت دست شام و ناهار هیچی
  • بزک نمیر بهار می‌آید
  • تو نیکی می‌کن و در دجله انداز
  • هر که خربزه می‌خورد پای لرزش هم می‌نشیند
  • مشت نمونه خروار است
  • با پنبه سر بریدن
  • دست پیش گرفتن که پس نیفتد
  • سنگ بزرگ علامت نزدن است
  • گنه کرد در بلخ آهنگری
  • دود از کنده بلند می‌شود
  • شتر دیدی ندیدی
  • نمک خوردن و نمکدان شکستن

این‌ها نمونه‌های بانک اولیه‌اند. سختی برای هر جمع ممکن است متفاوت باشد؛ عنوان‌های ناآشنا را قبل از اجرا با هزینهٔ مشخص تعویض کنید.

شروع بازی پانتومیم ↖